چله گاه
22/6/1391 روز جمعه از طرف شرکت بابا به یه باغ در چله گاه سپیدان دعوت شدیم. شک داشتیم بریم یا نه. اما اصرار همکارای بابا باعث شد برخلاف پارسال که توی مهمونی شرکت نکرده بودیم به چله گاه بریم.لحظه آخر که میخواستیم از خونه بریم آبپاشی رو ه از هایپر برات خریده بودم برداشتم .گفتم حتما اونجا دلت میخواد آب بازی کنی.توی راه دو تا بستنی خریدیم و شما بستنی منو خوردی و تمام شکلاتاشو به لباسم مالیدی...نوش جونت عزیز دلم. حالا عکسای آب بازی گل پسر: اون روز اونقدر آب بازی کردی که هر چند دقیقه یه بار من و بابا لباسای شمارو عوض میکردیم.مابین آب بازی آنتراک هم به خودت میدادی و میومدی لباساتو که گذاشته ...






