کیارشکیارش، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره

یک مرد کوچک

افتاد!

تازگیها وقتی یه چیزی رو میندازی زمین بعدش میگی تاد...یعنی افتاد. وقتی میگم کیارش دی دی آم بده میری ماشینتو میاری و میدی دستم. وقتی میگم دی دی آم آم کن دستتو میزاری روی ماشینت و همراه خودت روی زمین میکشی و میبری .درست همونطوری که من ماشینتو جلوت راه میبرم! وقتی استوانه هوشتو برات روی هم میچینم میگم یکی.دوتا .سه تا.....تو فقط میگی د تا یعنی سه تا و سریع حمله میکنی به استوانه هایی که من رو هم چیدم و خرابشون میکنی و میشینی و منتظر میشی تا تشویقت کنم. وقتی میگم بالا بالا بزرگ بزرگ ...دو تا دستتو میبری بالا. تا صدای آهنگ از تلویزیون میشنوی خودتو به شدت تکون میدی و هی میری اینور و اونور!     ...
28 آذر 1390

جاروبرقی

دیروز ظهر توی اتاقت باهات بازی میکردم.یهو رفتی جلوی جارو برقی پشت در نشستی و هی برای خودت یه چیزایی میگفتی و به من نگاه میکردی.آخرشم دیدی من نمیفهمم منظورت چیه شروع کردی به بای بای کردن به جاروبرقی! منم  گفتم جاروبرقی بابای .بعدشم شما گفتی : د د .فکر کنم منظورت این بود که جاروبرقی از اتاقت بره بیرون! آخه اصلا ازش خوشت نمیاد!
28 آذر 1390

بای بای برای مامان

چند شب پیش وقتی میخواستم بخوابونمت یه کم شیر خوردی و بعد از دستم در رفتی و جلوم نشستی و شروع کردی به بای بای کردن! اینقدر خندم گرفته بود که به بابا گفتم باید تورو نگاه کنه.خیلی خوشحالم کردی شیطون مامان.اولین بار بود که اینقدر قشنگ بای بای میکردی.دستاتو کامل تکون میدادی و انگشتاتو هم از هم باز کرده بودی. دیشب برای اولین بار برات قصه گفتم و تو هم سرتو آروم گذاشتی روی دست من و خیلی آروم خوابت برد.البته کنار من! منم تا صبح مجبور شدم مچاله بشم و بخوابم!
27 آذر 1390

آیه الکرسی

خوب بازم منم و کیارش و گوش درد + یه اتفاق بد: خوردن بینی کیارش به لبه تخت در حین سقوط آزاد به سمت پایین! البته خدا رحم کرد و بابایی گرفتش فقط فکر کنم بینی اش شکسته.یه خط قرمز افتاده رو صورتش از ابروی راستش اومده رو بینی اش تا بالای لبش ! بچم خون دماغ هم شد.بابایی اینقدر ترسیده بود و ناراحت بود که از اون موقع تا حالا کمرش گرفته.منم که خدا رو شکر اون لحظه دست و پام رو گم نکردم و به داد بچم رسیدم فقط اونقدر شوک بهم وارد شده بود و ناراحت بودم که دیگه نمیتونستم حرف بزنم. آخه چی بگم؟ دوروز پشت سر هم نزدیک بود از تخت بیافتی مامان.خدا سومیش رو به خیر کنه. خدایا به بچم رحم کن. بسم الله الرحمن الرحیم. الله لا اله الا هوالحی القیوم لا تاخذه س...
24 آذر 1390